هر پلک تکان دادنم از بهر تو باشد
. در روز و شبم هرچه کنم بهر تو باشد
هر سو که کنم رو به همه شاهد و ساغر
. در جلوی او سوی دلم رو به تو باشد
کی می شود آرام دل پر زخروشم
. تا کشتی پر غم همه اش سمت تو باشد
در خواب من پر زتلاطم نکنم نوش
. یک جرعه ز آرامش و سهمم ز تو باشد
کی می شوم آسوده ز این داغ جگر سوز
. تا دیده و دل در گرو عشق تو باشد
سائل نکن از این روش دهر گلایه
. عاشق کشی دهر نه ار بهر تو باشد
Be First to Comment