دسته: نثر

وقتی شروع می شود ،روشن می شوی ،مانند شمع، شاید هم مانند عود ،آری عود بهتر است. نباید شعله داشته باشی فقط باید روشن باشی ، باید آرام و بی صدا…

نثر

وقتی شروع می شود ،روشن می شوی ،مانند شمع، شاید هم مانند عود ،آری عود بهتر است. نباید شعله داشته باشی فقط باید روشن باشی ،

نثر

هر چیزی معیار خودش را دارد ،وقتی می خواهی از چیزی سر در بیاوری باید بدانی معیارش چیست. چه می گوید! ،چه می خواهد! خلاصه، بی حساب و کتاب نمی شود . باید خطی باشد که درست و غلط را با آن سنجید و گرنه همه چیز به هم می ریزد. اصلا نمی توان زندگی کرد .

نثر

گاهی فکر می کنی در میان بیابانی هستی سوزان . سوزِ جان سوزی که تفاوتی نمی کند چرا و چگونه است بند بندِ وجودت را می آزاد .

نثر

شبی در خیابان قدم می زدم ،خیلی اتفاقی کسی را دیدم او را نمی شناختم نمی دانم چه شد که هم مسیر و هم صحبت شدیم رفتار عجیبی داشت از کنار هر کس

نثر

باور دارم وقتی کسی را دوست داری او را دوباره برای تو خلق می کنند ، در قلب تو و برای تو خلقش می کنند او با تمام بودش از آن تو می شود و

نثر