تاریخ ادبیات
تازه ترین ها :
بهر تو باشددسته: شعربهر تو باشد هر پلک تکان دادنم از بهر تو باشد . در روز و شبم هرچه کنم بهر تو باشد هر سو که کنم رو به همه شاهد و ساغر . در جلوی او […]
که جانانت بشد از دستدسته: شعرکه جانانت بشد از دست چرا باور نداری دل که جانانت بشد از دست . چرا باور نداری رفت و روحت گشته استاز دست چرا هر سو که داری رو به هر منزل به هر ساغر . […]
تو کجاییدسته: شعردل گشته اسیر غم هجرت تو کجایی . روحم شده آکنده ز عشقت تو کجایی چندان نشده دور وصالت هله ساقی . سوزد همه روحم زفراغت تو کجایی […]
